عبدالله مستوفى

55

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

را خودتان دريافت مىفرمائيد . يا بعبارت اخرى صد هزار تومان كه بدهى ارباب جمشيد بدولت بود از مشار اليه وصول ، و ضمنا قبالهء مردآباد را هم كه هيچ نميارزد مجانا منتهى به صد هزار تومان قيمت قباله‌اى از ارباب ميگيريد . قبالهء صد هزار تومان را خودتان بجيب ميزنيد . مرحوم ملا نصر الدين گوسفند مردم را ميدزديد و گوشتش را صدقه ميداد . از او پرسيدند : مولانا اين ديگر چه كارى است ؟ گفت : صواب صدقه با گناه دزدى مساوى است در اين ميانه پيه و دنبه توفير است . ارباب جمشيد ميبايست صد هزار تومان بدولت بدهد ، در عوض مردآباد خالصه را داد ، ولى صد هزار تومان بدهى واقعى ارباب كه بايد بدولت برسد ، بعنوان رسوم توفير معامله شد . مدير ايرانى فصل قانون اساسى را خوب در نظر داشته ، و ميداند : كه مرجع عموم نظامات محاكم عدليه است ، و هيچ حكمى باجراء نميرسد ، مگر وقتى كه از محكمهء صلاحيت‌دار صادر شده باشد . ولى چه كند كه شما ، براى پوشانيدن سيئآت اعمال خودتان در تشكيل كميته‌هاى ترور ، محاكم خصوصى اختراع كرده ، همدستهاى قديمى خود را بجرم همان همدستىها ، محكوم ميكنيد ، سهلست ، دوسيه ، آنها را ميسوزانيد ، و محكومين بدبخت را از ترس اين‌كه مبادا داد و فرياد كنند ، روز برفى ، پيش از صبح اعدام ميكنيد . مدير ايرانى ، با يكنظر بجز و جمع و دفتر رقبات و ثبت فرامين ، ميتواند به خوبى فرمان‌هاى ساختگى خالصجات مازندران را تشخيص بدهد ، بدون اينكه مزاحم عموم ملاكين بشود . انتقالى آن را از غير انتقالى جدا نمايد ، اما چه كند ، كه شما و مشار الملك خيال كرده‌ايد تمام املاك مازندران را بثمن بخس ، از دست ساكنين مازندران بيرون بياوريد ، و ارائهء فرمان را مستمسك كرده ، و عبث پا پى املاك متصرفى چهل پنجاه سالهء مردم شده ، امر بضبط آنها ميفرمائيد . و بدبختها را مجبور ميكنيد كه از هستى خود در مقابل طمع شما دست بكشند . مدير ايرانى خوب ميداند : كه يكنفر سيد عرب ، هر قدر دلاور هم « 1 » باشد ، نظر بتابعيت خارجه كه دارد ، نميتواند مستخدم ايران و مخصوصا با وجود بىاطلاعى و ناشناسائى مفتش سجل احوال باشد ، ولى چه كند كه شما براى راپرت‌نگارى خود ، بوجود او محتاج و ماهى يكصد و بيست تومان از مال اين ملت ضعيف ، بعنوان تفتيش سجل احوال به او ميخورانيد . ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : در سال فراوانى كارنان شهر محتاج بكمك مالى دولت نيست ، ولى چه كند . شما ميخواهيد هفت هشت كرور از پول فروش ايران به حلق بلژيكيها بكنيد . مدير ايرانى خوب ميداند : رشوه گرفتن از مأمور و مستخدم ، اجازهء چپاول و

--> ( 1 ) - پدر اين سيد در عتبات معروف بدلاور بود .